X
تبلیغات
رایتل

آه و قاه

شنبه 21 فروردین‌ماه سال 1389

زد حال از همه جا و از همه رنگ ( ورژن 1.2 نسخه بتا )

1- خیلی بد که کلی تیپ و قیافه آماده کنی و بخوای بری شب پیاده روی همراه با دو به همراه پدر .. میری دم در توی کوچه وایمیسی که بابات بیاد و داری توی اون لحظه آهنگ های گوشیتو مرتب میکنی و یه دفعه میبینی که بابات از پشت آیفون میگه : بیا بالا امشب نمیریم ..

من :                                 دوتا پسر خوشتیپ و خوشگل و .. توی کوچه :


2- خیلی بد بیاری میشه که وقتی یک هفته تمام قرار ساعت 9 با سفور محترم شهرداری رو بری و اصلاً یک مورچه نر هم از توی کوچه عبور نکنه . اما یک شب که میبینی دو تا از اون موجودات نر جینگیل مینگیل وایسادن توی کوچه کلی آماده میشی که بری واسه ساعت 9 یهو دم در داییت از راه برسه و بگه خودم آشغال ها رو میبرم ..

من توی دلم : بر غیرت بی موقع دایی لعنت                    دایی : برو تو خونه


3- خیلی حال گیری میشه وقتی توی باشگاه کلی قیاقه به خودت گرفتی و یکی میاد و میگه :

ببخشید شما ازدواج کردین ؟    بعد با غرور تمام و صدایی رسا میگی : نخیر

یعد همون یاروئه میگه :  آخه دیدم انگشتر دستت مثل حلقه میمونه گفتم شاید متاهل شدین

بعد دوباره صداتو رسا تر میکنی و میگی : نه من هنوز مجردم ..

بعد دوباره همون یاروئه همون خود یاروئه میگه : از آشناییتون خوشبخت شدم .


من :               دوستم :    (چیه فکر کردی خواستگاره؟ )                    من : زهر مار


تمامی مطالب بالا جنبه طنز داشته و از تراوشات مغز خود نویسنده وبلاگ میباشد.برداشت هر گونه غیر قانونی از مطالب بالا پیگرد قانونی خواهد داشت . به طوریکه مطمئن باش پشیمون میشی چرا برداشت غیر قانونی کردی . 

.......

جواب مسابقه متعاقباً در پست بعدی اعلام میشود ..